يكي از نكات مهم و برجسته در طراحي ايستگاههاي مترو، كاربرد آثار هنري در آنهاست بهطوريکه اغلب ايستگاههاي قطار شهري (مترو)، به نوعي يكي از آثار مرتبط با هنرهاي تجسمي را در خود بر ديوراه هاي ايستگاه جاي ميدهند. بهکارگيري هدفمند اين آثار در هماهنگي با طرح معماري شهري و محلي موجب افزايش كيفيت بصري و چشم انداز ديداري فضاي ايستگاه خواهد شد. اين مهم يكي از مؤلفه هاي با اهميت راحتي مسافر در ايستگاه محسوب مي شود.
از سوي ديگر معماري هنري ايستگاههاي مترو ميتواند در تحقق برخي از اهداف مهم شبكه ريلي نظير راحتي و حفظ آسايش مسافران و شهروندان، حفظ يكپارچگي معماري ايستگاه مترو با ساختار شهر و ايجاد حس تعلق مكاني شهروندان به ايستگاه مؤثر است.
بنابراين از سوي كارشناسان راهكارهايي براي بهبود و ارتقاي سطح كيفيت معماري ايستگاههاي مترو با توجه به تناسب آن با معماري محلي و شهري به اين شرح ارائهشده است:
لازم است در طراحي معماري موقعيت مناسب و صحيح آثار هنري و ويژگيهاي ديداري اين آثار نظير ابعاد، رنگ، جهت و زاويه ديد و فاصله ناظر و غيره... در هماهنگي كامل با ويژگيهاي معماري فضايي ايستگاهي كه آثار هنري در آن قرار ميگيرند، مانند هماهنگي با فضاي توقف مسافران يا حجم حركت ايشان، نحوه نورپردازي، نوع نازککاري پيرامون آثار هنري و غيره... موردتوجه طراحان و معماران ايستگاه هاي مترو قرار گيرد.. عدم هماهنگي ميان ويژگيهاي ديداري آثار هنري با جايگاه آنها و ويژگيهاي طرح معماري ايستگاه، موجب تضعيف هر دو جنبه خواهد شد.
از طرفي در مقولههاي مرتبط با معماري ايستگاههاي قطار شهري توصيهشده است هنرهاي تصويري در ايستگاه با مضامين برگرفته از شاخصههاي محلي و مكاني در جايگاه ايستگاه مترو بكار گرفته شود زيرا اين امر موجب ارتقاي هويت معماري و عامل شناسايي هر ايستگاه در شبكه ريلي ميشود. همچنين بهکارگيري آثار هنري با مضامين برگرفته از موقعيت مكاني ايستگاه ميتواند موجب تقويت هويت فضاي شهري در محيط پيرامون ايستگاه گردد و ايستگاه قطار شهري را با كاركردي عمومي و روزمره به عنوان عامل ارتباط شهروندان و فضاي شهري خواهد شد.
از طرف ديگر لازم است جايگاه آثار هنري در ايستگاههاي مترو بهگونهاي مکانيابي شود كه احتمال تخريب اين آثار در نتيجه عوامل مخرب تصنعي و طبيعي را به حداقل برسد.